مرضيه محمدزاده
1394
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اين سوى اين پيكر پاك ، افتاده بر بستر خاك * آن سوى استاده دشمن ، كردهست آهنگ جانم اى سرو قامت ، به پا خيز ، با خصم كافر درآويز * من تاب هجران ندارم ، بنگر به قدّ كمانم اى آسمان سخاوت ، اى معنى استجابت * خاموش كن با نگاهت ، در سينه آتش فشانم بردار سر تا ببينم ، چشمان خورشيدىات را * رحمى كن اى نور ديده ، رحمى كه من ناتوانم اى شبه پيغمبر من ، اى نوجوان اكبر من * بشكسته بال و پر من ، اى مرغ بىآشيانم اى غم برو از بر من ، بردار دست از سر من * بگذار تنها بگريم ، بگذار تنها بمانم « 1 » * * * سوزى نهان ز داغ غمت دارم اى حسين * باشد گواه ، ديدهى خونبارم اى حسين افتادهام ز پا و دل از دست دادهام * دستم بگير گرچه گنهكارم اى حسين راهى نما به سوى خود اى قبلهگاه عشق * از زندگى ز شوق تو بيزارم اى حسين در بند غم اسيرم و راهى نمىبرم * چشم انتظار لحظهى ديدارم اى حسين چشم اميد سوى تو دارم به اشك و آه * تا جلوهاى كنى به شب تارم اى حسين مگذار تا بر آب كشم نقش وصل تو * بگذار سر به پاى تو بگذارم اى حسين در آرزوى روى تو از بس گريستم * از گيه مانده ، ديدهى افگارم اى حسين جانى كه در تن است مرا ز اعتبار دوست * حاشا كه جز به راه تو بسپارم اى حسين باشد نظر به لطف تو فرداى محشرم * كس نيست جز تو يار و مددكارم اى حسين * * * رباعى : بركَند دل از جهان و تقديم تو كرد * خون ريخت ز ديدگان و تقديم تو كرد چون تير به مشك خورد و رفت آب ز دست * بر دست نهاد جان و تقديم تو كرد * تا ماه اسير پنجهى غم شده بود * خورشيد ، سياهپوش ماتم شده بود طوفان زده ، كشتى نجات امّت * بشكسته كنار نهر علقم شده بود
--> ( 1 ) - تجلى عشق در حماسه عاشورا ؛ ص 28 و 29 .